علاوه بر ده هزار ساعت تمرین، به چه چیزهای دیگری برای موفقیت نیاز دارید

0
28
علاوه بر ده هزار ساعت تمرین، به چه چیزهای دیگری برای موفقیت نیاز دارید
علاوه بر ده هزار ساعت تمرین، به چه چیزهای دیگری برای موفقیت نیاز دارید

چه عاملی افراد بسیار موفق را متفاوت می‌‌سازد؟ به لطف گلدول (Gladwell) و استفاده او از تحقیقات اریکسون پاسخ این سوال در قانونی به نام قانون «ده هزار ساعت» نهفته است. به این مفهوم که هر کسی با ده هزار ساعت تمرین می‌تواند در حرفه یا زمینه فعالیت خود به یک سطح متعالی برسد. اریکسون سعی دارد بگوید که این برداشت از قانون ده هزار ساعت بسیار مشکل‌ساز است.

برای رسیدن به سطح بالایی از تعالی و قله افتخارات باید بیشتر از این‌ها کار انجام دهید. مالکوم گلدول در کتاب OUTLIERS خود که داستان افراد بسیار موفق است، قانون ده هزار ساعت را به جهان معرفی می‌کند. همان‌طور که او در کتابش شرح می‌دهد، نخبه‌های جهان همچون بیل گیتس، بیتلز و استاد بزرگ‌های شطرنج بعد از ده هزار ساعت تمرین به قدرت فوق‌العاده خود دست یافته‌اند. در واقع پیام قانون ده هزار ساعت این است که اگر ساعات معینی را به یک فعالیت خاص اختصاص دهید، می‌توانید در آن فعالیت خاص به اوج موفقیت برسید.

خوب، نه دقیقاً. مفهوم ده هزار ساعت بر مبنای کار اندرس اریکسون است، کسی که عقیده دارد هیچ کس بدون داشتن تمرین‌های آگاهانه و عامدانه به موفقیت نمی‌رسد. برای رسیدن به سطح بالایی از تعالی، باید بیشتر از این‌ها تلاش کنید. در حقیقت، تحقیقات نشان می‌دهند که تجربه می‌تواند وضعیت شما را بدتر کند.

همان طور که اریکسون در کتاب جدید خود به نام PEAK توضیح می‌دهد اصل اساسی همچنان پابرجا است. تنها عاملی که باعث می‌شود شما یک نوازنده در سطح جهانی باشید، تمرین کردن است. در نظر بگیرید که دبیرستانی‌های امروز به طور معمول کارهایی را انجام می‌دهند که یک قرن پیش به توانایی‌هایی در سطح المپیک اطلاق می‌شد واین نشان می‌دهد  که استعداد ذاتی می‌تواند فراتر از باورها پیش برود. و حالا می‌پردازیم به چیزهایی که می‌توانند در ادامه مسیر به شما کمک کنند.

 تشخیص عملکرد ماهرانه

اولین قدم برای رسیدن به عملکرد جهانی این است که بدانیم عملکرد ماهرانه چگونه است. این کار در زمینه‌هایی که معیار مشخصی برای موفقیت ارائه می‌شود، مثل شطرنج، تلاش‌های ورزشی و موسیقی کلاسیک آسانتر است؛ اما در زمینه‌های دیگری همچون مدیریت، فروش، تعلیم و تربیت که عملکرد در معرض متغییرها و مفاهیم بسیار زیادی قرار می‌گیرد، دشوارتر می‌گردد. اریکسون اشاره می‌کند که ارزیابی عرصه‌هایی که در آن‌هایی عملکرد می‌تواند به شکل چشمگیری از طریق تمرین‌های آگاهانه  رشد داشته باشد، به مراتب دشوارتر است. او برای نمونه به “Top Gun” – برنامه آموزش تاکتیک‌های جنگنده تهاجمی نیروی دریایی ایالات متحده – اشاره می‌کند. بهترین خلبانان آمریکایی اعزام شدند تا بهترین تمرین‌ها را ارائه دهند و سپس این تمرین‌ها را با اسکادران‌ها در پایگاه خانگی به اشتراک گذاشتند، و سطح عملکرد را در کل سازمان افزایش دادند.

او همچنین توضیح می‌دهد که چگونه روش ” تاپ گان” می‌تواند در زمینه‌های مختلف به کار گرفته شود. برای مثال، مدیران باید وظایف مختلفی را انجام دهند و این باعث می‌شود ارزیابی کلی و اصلاح عملکرد دشوار گردد. به‌هرحال، برخی کارها همچون ارائه پاورپوینت و نشان دادن بازخوردها به کارمندان، مهارت‌های ساده‌تری هستند که می‌توان آن‌ها را شناسایی کرد و توسعه داد. مهم  این است که مهارت‌ها را به “بازنمودهای ذهنی” تجزیه کنیم تا بفهمیم یک عملکرد فوق‌العاده باید چگونه باشد و چگونه به نظر برسد. وقتی دیدگاه درستی از یک عملکرد سطح بالا پیدا کردید، می‌توانید روی پیشرفت کارتان تمرکز کنید.

علاوه بر ده هزار ساعت تمرین، به چه چیزهای دیگری برای موفقیت نیاز دارید

شناسایی نقاط ضعف

مولفه مهم دیگر در مورد تمرین آگاهانه، دریافت بازخودهای مداوم از عملکرد خودتان است، به گونه‌ای که بتوانید نقاط ضعف‌ خود را شناسایی کرده و شروع به اصلاح آن‌ها نمایید. در برخی عرصه‌ها مثل جراحی، بازخورد، بخش طبیعی کار است؛ چرا که شما به سرعت می‌فهمید که چه زمانی خطا کرده‌اید. اما در اکثر موارد، نیاز به کسانی دارید که بر اعمال شما نظارت داشته باشند و شما را هدایت کنند. اریکسون این‌گونه شرح می‌دهد که بعد از ۵۰ ساعت تمرین گلف، اکثر آدم‌ها می‌توانند از نظر منطقی گلف‌بازان حرفه‌ای باشند. و بعد از کمی پیشرفت، گلف به یک تفرج اجتماعی تبدیل می‌شود که آن‌ها برای تفریح در آن شرکت می‌کنند. افراد ساعت‌ها مشغول تمرین می‌شوند ولی این کار به بهتر شدن بازی آنان کمک نمی‌کند.

از سوی دیگر، گلف‌بازان حرفه‌ای علاوه بر این که ساعت‌ها به تنهایی تمرین می‌کنند، با مربیان خودشان هم کار می‌کنند. نه به این خاطر که به انگیزه نیاز دارند یا به کسانی که به آن‌ها بگوید چه کار انجام دهند ( اگر نتوانید در خود انگیزه ایجاد کنید و اطلاعات زیادی درباره بازی گلف کسب کنید، حرفه‌ای نخواهید شد)؛ بلکه به این خاطر که بازخوردها را ارائه و پیشرفت‌ها را نشان دهند. نوازندگانی که در سطح جهانی هستند همیشه کار می‌کنند تا نقاط ضعف خود را شناسایی کنند و به همین دلیل است که قهرمانان حرفه‌ای نیز ساعت‌های زیادی را در اتاق فیلم سپری می‌کنند تا به‌دنبال نقص‌های کوچک در تکنیک خود باشند. تنها راهی که می‌توانید عملکرد خود را بهتر کنید، شناسایی نقاطی هستند که هنوز باید روی آن‌ها کار کنید.

طراحی آموزش برای بهتر شدن

ایجاد بازنمودهای ذهنی روشن و شناسایی نقاط ضعف هر دو مهم هستند، اما اگر برای آموزش طراحی نکنید، به‌خصوص در نقاطی که نیاز به پیشرفت دارید، آن‌ها نیز بی‌فایده خواهند بود. به روشی که در مدرسه ورزش می‌کردید، فکر کنید. مربی احتمالاً برخی اصول ابتدایی را برای شما عنوان می‌کرد و بعد در تمرین‌های گروهی شما را هدایت می‌کرد.ممکن است برخی فیلم‌ها را ببینید و بتوانید نقص‌های عملکرد خود را تشخیص دهید، اما به ندرت تمرین‌های شخصی برای رفع آن نقص‌ها به شما داده می‌شود. این نوع آموزش نتایج مطلوبی به دنبال نخواهد داشت.

برای آن که دلیلش را بفهمید، دوباره به مثال گلف باز می‌گردیم. گلف‌بازان حرفه‌ای با ۱۸ راند بازی کردن، تمرین می‌کنند. آن‌ها شات‌های خاصی را بارها و بارها تمرین می‌کنند و توجه خاص به بازی کسانی دارند که شکست می‌خورند. کار دشواری است، به همین دلیل است که افراد کمتری خود را در معرض این کارها قرار می‌دهند و در میان بهترین‌های حرفه و رشته خود جای می‌گیرند. اریکسون می‌گوید به عنوان یک قهرمان رقابت جو، نکته‌ای که حین پیشرفت خود متوجه شدم این است که تمرین کردن اصول اولیه، بخش بزرگی از آموزش است.

چگونه تمرین‌های آگاهانه می‌توانند عملکرد سازمان شما را بهبود ببخشند

بررسی‌ عملکرد اریکسون نشان می‌دهد که بسیاری از این اصول نه تنها در عملکرد فردی به کار گرفته می‌شوند، بلکه در سطح سازمانی هم کاربرد دارند. ما به شدت نیاز داریم تا روش طراحی و مدیریت سازمان‌ها را بهبود ببخشیم. اکثر حرفه‌ای‌ها ۴ سال دانشگاه و سپس آموزش‌های اولیه ضمن خدمت را می‌گذرانند و احتمالاً در برخی از سمینارها که روی ساختن مهارت‌ها تمرکز دارند، شرکت می‌کنند. به‌هرحال، مفهوم تمرین‌های مداوم تا حد زیادی در دنیای شرکت‌های بزرگ غایب است. شما با چیزهایی همچون عنوان و شغل و به ندرت مهارت، ارزیابی می‌شوید. این اشتباه بسیار بزرگی است، به‌خصوص با در نظر گرفتن این حقیقت که وقتی بیش از یک دهه نیروی کار بوده‌اید، اکثر مهارت‌هایی که به عنوان یک دانشجو یا کارمند تازه وارد آموخته‌اید، منسوخ شده هستند. بدون داشتن تمرین‌های مداوم، مهارت‌ها پوسیده شده و عملکرد کاهش می‌یابد.  

یکی از یافته‌های اریکسون که کمتر درباره آن صحبت شده این است که هیچ محدودیتی برای پیشرفت وجود ندارد. بعد از یک قرن، رکوردهای المپیک هر ۴ سال شکسته می‌شوند. در تمام رویدادها، قهرمانان هر نسل بهتر از نسل گذشته عمل می‌کنند. عجیب است که ما چنین پیشرفت و بهبودی را در زندگی حرفه‌ای خود انتظار نداریم. همانند گلف‌بازانی که آخر هفته‌ها بازی می‌کنند، اکثر ما مهارت‌های کافی را می‌آموزیم اما هرگز فراتر از آن پیش نمی‌رویم. ما می‌توانیم بهتر از این‌ها عمل کنیم.

علاوه بر ده هزار ساعت تمرین، به چه چیزهای دیگری برای موفقیت نیاز دارید

منبع: شبکه

       

افزودن دیدگاه